اینجا همه چیز پاک نابود شده
فکر همه کس در ضرر و سود شده
باید بروم از این کویر انگاری
آب از سر چشمه اش گل آلود شده
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 15:17  توسط رند تبریزی
|
ای قند
عسل نبات یادت نرود
آرایش رو لبات یادت نرود
فرهاد شدم بیا و شیرینم باش
دفترچه ی خاطرات یادت نرود
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 13:36  توسط رند تبریزی
ای هــالـه ی مــاه از نگــاهت پیـدا
افسـانـه ی غم ز روی مـاهت پیـدا
ما را غم گم کردن ره در دل نیست
مــا بنـده عشقیـم و تـو راهت پیـدا
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 1:38  توسط رند تبریزی
از داخــل رود مـــــــاه را بــــرداریـــــــد
از زندگی مـــن آه را بـــــــــرداریــــــــد
عشق است پیاله و درونش کشک است
لطفـــــــــا ز سـرم کـــلاه را بـــرداریــــد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 15:45  توسط رند تبریزی
آدم شدم و مثل خدایم هستی
حوای نجیب قصه هایم هستی
من از غم عشق در دلم می لرزم
تو منتظر سیب و خطایم هستی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 14:42  توسط رند تبریزی
هر چند که از زمانه من بیزارم
یک تکه پنیر هست در منقارم
ای روبه پر فریب و حیلت پیشه
من درس کلاغ را به خاطر دارم
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 10:40  توسط رند تبریزی
تا کی دل من در این نواحی باشد
بی جام می و عیش و صراحی باشد
خسته شدم از خساست قافیه ها
بگذار که این قافیه واهی باشد
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 15:36  توسط رند تبریزی
ای عشق بیا نام مرا نجوا کن
در خلوت من درا مرا پیدا کن
آوای مرا سکوت می داند و بس
بشکن تو مرا سکوت را آوا کن
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 17:31  توسط رند تبریزی